سربرگ

به پارس دوک خوش آمدید

نگاهم کن! خیالم کن!

نام کتاب : نگاهم کن! خیالم کن! | برای نوشتن کتابِ در جهت عکس، که میتوانم آن را جلدِ نخستِ کتابی بدانم که در دست دارید، نگاه و توجه ام به طور عمده به عکس های مشهور بود، هرچند غیرمشهور نیز بین شان کم نبود. عکس هایی آشنا هم برای اهل فرهنگ و هنر، و هم کمابیش برای همه. عکس هایی که معنا و مفهوم آنها، و تأويل و تفسیرشان، بارها از سوی نویسندگان و منتقدان و عکس شناسان کاویده شده بود، و امیدم بر آن بود که بتوانم نگاهی نو و شخصی بر آن ها بیفکنم. اما در نگاهم کن ! خیالم کن! اغلب بر روی عکس هایی نه چندان آشنا دست گذاشته ام، هرچند عکس های آشنا نیز بین شان کم نیست. از همین روی به جست وجوی بیشمار عکس رفتم برای گزیدن و ...

نویسنده : یوریک کریم مسیحی

دسته بندی : کتاب های عکاسی

وضعیت : موجود است


60500

این محصول را در شبکه های اجتماعی زیر به اشتراک بگذارید:

نگاهم کن! خیالم کن!

   برای نوشتن کتابِ در جهت عکس، که میتوانم آن را جلدِ نخستِ کتابی بدانم که در دست دارید، نگاه و توجه ام به طور عمده به عکس های مشهور بود، هرچند غیرمشهور نیز بین شان کم نبود. عکس هایی آشنا هم برای اهل فرهنگ و هنر، و هم کمابیش برای همه. عکس هایی که معنا و مفهوم آنها، و تأويل و تفسیرشان، بارها از سوی نویسندگان و منتقدان و عکس شناسان کاویده شده بود، و امیدم بر آن بود که بتوانم نگاهی نو و شخصی بر آن ها بیفکنم. اما در نگاهم کن ! خیالم کن! اغلب بر روی عکس هایی نه چندان آشنا دست گذاشته ام، هرچند عکس های آشنا نیز بین شان کم نیست. از همین روی به جست وجوی بیشمار عکس رفتم برای گزیدن و برگزیدن چندده تا از آنها برای نگاهم کن ! خیالم کن! نتیجه ی جست وجویم در میان هزاران عکس قدیم و جدید مواجه شدنم با واقعیتی بود که عکاسی داشته از پیدایی اش تا کنون بی سروصدا مرتکبش می شده است.

کتاب نگاهم کن! خیالم کن!

عکاسی هنر و رسانه ی امروز است. عکاسی اگر به اندازه ی دیگر هنرها هنر امروز است ، اما در رسانه ی امروز بودن همیشه یکّه بوده است، حتی بیش از فضای مجازی، چرا که فضای مجازی نیز وابسته به آنی ست که عکاسی از کُنش های خُرد و کلانِ جهانِ معاصر ثبت میکند: عکس. این در سرشت هنر عکاسی ست که بروز باشد. چه امروز، امروز روز باشد، و چه دهه ها قبل در جنگ کریمه و انقلاب مشروطیت و جنگ ویتنام و نسل کُشیِ روآندا و ترورها و انقلاب ها و شکست ها و پیروزی ها و جشن ها و سالگردها و قحطی ها و خشکسالیها و زلزله ها و چه و چه؛ و، چه در آینده، که وقایع و کُنش های امروز آن عصر را ثبت خواهد کرد. عکاسی همواره تصویرگر امروز بوده، امروزی که به طور عمده به زندگی اجتماعی مردم ربط داشته، و این زندگی دوره به دوره زشت ترو مسخ تر و خونین تر شده است. (عکاسی و نظریه)

عکاسی، در آغاز و در ادامه ی آغاز، می خواست نمایانگر و بازنُماینده ی زیبایی ها باشد، آفریننده ی خاطره های زیبا، خوشی ها و سرخوشیها. عکاسی می خواست آینه ی زندگی باشد، زندگی ای زیبا! عکاسی از آغاز می خواست روایتگر زندگی واقعی باشد، واقعی تر از هنرها و رسانه های پیش از و همعصر خود. اما، زندگی آن زیبایی را نداشت که عکاسی به جست وجویش بود. عکاسی واقعیت را بهتر از داستان های دیکنس و نقاشی های دومیه و حتی روزنامه های تک رنگ حروف سُربی نشان داد، نشان داد و بایگانی کرد، بایگانی برای آیندگان، تا بدانند پیشینیان چه زندگی پردرد و رنجی داشتند. اما هر نسل نکبت و محنتِ زندگیِ عصرِ خود را بیشتر از هر نسلی و هر عصری می داند، غافل از آن که آنچه هرگز دست از تکامل برنمیدارد خشونت، رنج و محنت در زندگی آدمی ست. (حقوق عکاسان (آنچه هنرمندان و اصحاب رسانه باید از قوانین بدانند))

مرور چند هزار عکس من را چنان با سیمای خونین دنیای امروز مواجه کرد که پس از هر گردش و بازگشتن به میز کارم روان خود را افسرده و سیمای خود را خونین می دیدم . این، حقیقت و واقعیتِ زندگیِ سیاسی و اجتماعی معاصرِ دنیای ماست، دنیایی که ما در ملتهب ترین منطقه ی آن زندگی میکنیم، پس، مواجهه ی ما با عکاسی نیز به قرارِ شیوه ی زندگی ما، تأويلِ ما از زندگیِ خود و زندگیِ پیرامونیانمان خواهد بود. زندگی ای انباشته شده با خبر و عکسِ قتل ها، ترورها، بمب گذاری ها، و هر گونه حادثه ی شرارت بار دیگر. پس، به این اعتبار، نگاهِ من به عکس های نگاهم کن ! خیالم کن! نیز براساسِ تفسیر و تأویلِ من، نگاه و خوانشِ شخصی ام، و توجه و حساسیتم به زندگی و آلام، و در صورت وجودش، خوشی ها و شادی های مردمان بوده است. (چهار هنر عکاسی)

زندگی ما ایرانیان در امن ترین جای این منطقه ی همیشه پر آشوب و همیشه ملتهب نتوانسته ما را در نگریستن به عکس آلام مردمان و رابطه ای حسی داشتن با زندگی آنان بی تفاوت و بی حس کند. توجه کردن به زندگی دیگران و حساس بودن نسبت به آنها فضیلتی انسانی ست، و تاریخ ما و آموزه های فرهنگی ما به ما آموخته که نسبت به مردمانی رنجور و دردکشیده حساس باشیم. عکس، بیش از هر هنر و رسانه ای، بی واسطه و حتی بی رحمانه، حقیقت و واقعیت زندگی را بازنمایی و یادآوری می کند. ثبت سیمای خونین دنیای امروز ما واقعیتی بود که عکاسی داشت بی سروصدا مرتکب می شد. بی سروصدا از آن رو که از شدت آشکار بودن به چشم نمی آمد.

فهرست کتاب نگاهم کن! خیالم کن!

  • در کدام جهت؟ (مقدمه)
  • نگاهم کن ! خیالم کن!
  • کرولات هابسبورگ، (عکاس ناشناس)، نیمه ی دوم سدهی نوزدهم
  • در پرتو دو دنیا
  • آفتاب، پائولا، آلفرد استیگلیتس، برلین، ۱۸۸۹
  • عنکبوت تارتن
  • زادی کارد ۱۲ ساله، کارگر نخ ریس، لوییس هائن، ورمانت، آمریکا، اوت ۱۹۱۰
  • مهاجم و پذیرا
  • دست های جورجیا اوکیف، با انگشتانه، آلفرد استیگلیتس، ۱۹۱۹
  • دستها می سایم
  • چارلی چاپلین و هلن کلر، (عکاس ناشناس)، هالیوود، ۱۹۱۹
  • شمایل زمینی
  • مادر مهاجر، دوروتيا لانگ، آمریکا، کالیفرنیا، نیپومو، فوریه ی ۱۹۳۶
  • نه!
  • اوگوست لندمسر در مراسم به آب انداختن کشتی هورست ويل، (عکاس ناشناس)،
  • هامبورگ، ۱۳ ژوئن ۱۹۳۶
  • برش؟
  • (عکاس ناشناس)، خب، چکسلوواکی، اکتبر ۱۹۳۸
  • خط افق
  • پسرک پادوی تیله باز، گوتهارت شو، جاوه (اندونزی)، ۱۹۳۸
  • روی جاده ی مرگت!
  • در جاده ی عزیمت به جنگ، دیمیتری بالترمانتس، اسمولنسک، شوروی، اول سپتام
  • مرکز تمرکز
  • تیراندازی در میدان دام ، ویل وان در راندن، آمستردام، ۷ مه ۱۹۴۵
  • تا گلوگاه!
  • آذرسین، پس از بمباران متفقین، ریشارد پیتر، درسدن، آلمان، ۱۹۴۶
  • آینه درآینه
  • آینه ی شکسته، اروین بلومنفلد، ۱۹۴۷
  • محور گردش
  • زندگی روزمره، سال لیتر، نیویورک، دهه ی ۱۹۵۰
  • فراموش شدگان
  • من یک اسبم !، سابین وابس، اسپانیا، ۱۹۵۴
  • مرگی خودخواسته؟
  • ویویان مایر، شیکاگو، ۱۹۵۶
  •   بیرونی
  • كافه، سال لیتر، پاریس، ۱۹۵۹
  • خانم ها مقدم اند؟!
  • وزارت بهداشت، ژنه بوری، ریودوژانیرو، برزیل، ۱۹۶۰
  •  من بهترم!
  • آگهی برای پوشاک تریکو، سابين وایس، فرانسه، ۱۹۶۰
  • آخر بهار
  • تانک های شوروی در پراگ، رالف کرین، پراگ، ۲۰ اوت ۱۹۶۸
  • هرج و مرج
  • از مجموعه ی رمانت، سوزان آپتن، ورمانت ، آمریکا، ۱۹۷۰
  • در جاودانگی
  • عکس خانوادگی بر سطح کره ی ماه، چارلز دوک ، کره ی ماه، ۱۹۷۲
  • غروب روزهای آخر پاییز
  • پرده ها، فرد هرتسوگ ، کانادا، ۱۹۷۲
  • وسترن می سازم !
  • جان فورد، ریچارد آودون، کالیفرنیا، ۱۹۷۲
  • آداب ترک
  • اپکین، ژنه بوری ، پکین، آمریکا، ۱۹۸۹
  • آغاز
  • از ترکیب بندي مورب، جف وال، ۱۹۹۳
  • همسِرِشت دخترک قحطی زدهی سودانی در نزدیکی محل دریافت غذا، کوین کارتر، سودان، ۲۶ مارس ۱۹۹۳
  • دو جمعه را
  • پیاده رو، جف مرملستین، نیویورک، آمریکا، ۱۹۹۵
  • زخم
  • سایمون نورفولک، ۱۹۹۸
  • این، منم!
  • مردِ دینکای خاکسترمالیده ، کارول بکویت و آنجلا فیشر، قبیله ی دینکا، سودان (حدود سال ۲۰۰۰)
  • جنبش؟
  • پرده، مایومی ترادا، ۲۰۰۱
  • درخشش
  • استیو مک کری ، کابل، ۲۰۰۲
  • سوی تو می آیم
  • از مجموعه ی ځفتن در جوار می سی سی پی، آلک سوت، لوئیزیانا، ۲۰۰۲
  • ژرژ وه آ؟
  • کودک / سرباز طرفدار حکومت در حال گشت زنی، پس از بازگشت از درگیری با شورشیان ضددولتی،
  • کریس هوندروس، مونروويا، ليبريا، ۲۰۰۳
  • بود و نبود
  • آماده شیر نظاره گر دشت، نیک برانت، آفریقا (احتمالن تانزانیا)، ۲۰۰۴
  • وفاداری
  • از مجموعه ی جنگ امری شخصی ست، یوجین ریچاردز، آمریکا، ماساچوست، ۲۰۰۸
  • احترام به خود
  • ادای احترام به ترزای قدّیس (از مجموعه ی آشپزخانه)، مارینا آبراموویچ، خيخون، اسپانیا، ۲۰۰۹
  • مُنجی در عصر نمناک
  • بنیر زندگی (کارگر ساختمانی جیسون اولسبی، پاتریشیا رالف نیلی را از آب می گیرد)، مری چیند،
  • آیووا، آمریکا، ۲۰۰۹
  • فقدان
  • جنگ کرگدن، برنت استیرتون، آفریقای جنوبی، ۲۰۱۰
  • زیبا!
  • گوین تی لی، ۹ ساله، مبتلا به بیماری عامل نارنجی، اد کاشی، ویتنام، ۲۰۱۰
  • پیشِ پا افتاده
  • اجزایر هیرید، مارتین پار، اسکاتلند، ۲۰۱۰
  • نه، به ابلیس؟
  • وِدی و یونیس، گیلز دیولی، سودان، ۲۰۱۰
  • لبه ی تیغ
  • فريدا گوستافسون، مدل چهره آرایی، (عکاس ناشناس)، ۲۰۱۱
  • ضعفِ من مرا نیرو می دهد
  • قدرت، آن وینوگراداف، ۲۰۱۲
  • نشانِ پدر
  • پدر نامرئی، (عکاس ناشناس)
  • پدر رفته، آصف علی محمد، پاکستان، ۲۰۱۲
  • اول بهار
  • سالگردِ خشونت بار: معترضان در میدان تحریر، محمد عبدالغنی، قاهره، مصر، ۲۴ ژانویه ۲۰۱۳
  • پیرشی!
  • پدربزرگ ۸۶ ساله ی من، دیانا مارگوسیان، ایروان، ارمنستان، ۲۰۱۴
  • عکس های پیوست
  • شرح عکس های پیوست

تعداد صفحات: 300

ناشر: نشر بیدگُل

سال انتشار: نوبت چاپ دوم 1396

عرض: 16.5

ارتفاع: 22.5

ثبت نظر

امتیاز شما: